مانی عزیز تر از جانممانی عزیز تر از جانم، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 16 روز سن داره

برای مرد فردا............مانی

کشف بزرگ مانی

این روزا سخت مشغول کشف کردنی والا چی بگم از کشف اخیرت که روم نمی شه.اول می خواستم برای این مطلب رمز بذارم بعد گفتم نه اینکارا احتمالا مختص شما نیست فقط راستش مدتی بس کوتاست که موقع تعویض پوشک دستات رو میبری و لمسش می کنی و می خندی وقتی میگم وای وای دست نزن ریسه میری از خنده اولش برام خنده دار اومد بعد دیدم تقریبا هر دفعه تکرارش می کنی نگران شدم گفتم نکنه وقتی خندیدم به شما قبولوندم که حرکت جذابیه و این تکرار بخاطر عکس العمل نا بجای من بوده باشه نگران بودم چون یه هفته ایی میشه و شما این حرکت هنوز تو یادته,ولی بابایی می گه نگرانیم بی مورده آخه پسری داره بدنش رو کشف می کنه مثل همه ی کشفیات دیگه ات از زندگی و اینکه اگه...
11 مهر 1391

تاب بازی

تا همین چند وقت پیش مانی خیلی تاب بازی رو دوست نداشت و فقط با شعرش حال می کرد ما اینو وقتی فهمیدیم که توی پارک سوار تاب می کردیمش مانی شروع به نق زدن می کرد عوضش سرسره خیلی دوست داشت چند شب پیش رفتیم خونه ی هلیا جونی و مانی رو سوار تابش کردیم و دیدیم کلی هم ذوق کرد و جیغ زد پس تابش رو ردیف کردیم که تو خونه هم تاب تاب تاب بازی کنه شاه پسری و....ادامه ی مطلب: ...
3 مهر 1391

دندون دوم ناز دونه

دیروز وقتی به لثه ت دست کشیدم متوجه دندونه دومت شدم عسلم تا همین چند روز پیش هر روز اینکار رو می کردم ولی بعد فکر کردم شاید با فاصله ی طولانی تری دندونه بعدیت در بیاد این بود که بی خیال شدم ولی این چند وقته به شدت مامانی رو دندون گرفتی دیروز اینقدر درد داشت که دستمو کشیدم به لثه ت و مروارید دومت رو هم حس کردم سریع تلفنی خبرش رو به بابایی دادم بابایی هم سر کار کلی ذوق کرد تازه همیشه به مدل خودت دست دسی می کردی ولی دیروز با صدای موزیک یهو هیجانزده شدی و درست مثل بقیه دس دسی کردی و منو شگفت زده کردی آخه هر کاری می کردم که درست دس دسی کنی اثر نداشت و شما به شیوه ی خودت انکارو می کردی ولی یهو بی مقدمه نشون دادی که بلدی خیلی خوب د...
2 مهر 1391

پاییز زیبا

پسرم پاییز قشنگ مبارک اولین پاییزی که مانی کنارمونه و اونو تجربه می کنه پاییز قشنگ ترین فصل خداست و مانی با حضورش اونو بیشتر از همیشه جذاب تر می کنه پاییز بوی عشق میده, بوی بارون ,بوی زندگی,... بوی ماه مهر, ماه مدرسه ,ماه مهربان,ماه خاطره... با یه چشم بهم زدن مانی جون بزرگ میشی  و کلاس اولی میشی... اون موقع پاییز رو متفاوت تر احساس می کنی... به هر حال اومدم برات تبریک پاییز رو ثبت کنم پاییز مبارک  ...
1 مهر 1391

یه همبازی جدید

صبح امروز قراره یه همبازی جدید بیاد برای مانی جون یه پسر دیگه به پسرای فامیل اضافه شد,ایلیا کوچولو احتمالا تا چند لحظه دیگه بدنیا میاد چقدر خوشحالم که نسل جدید خونواده تو یه رنج سنی هستند تا بتونن مثل ما نسل شلوغ گذشته کودکی کنن و بازی های دسته جمعی رو تجربه کنن. هلیا و مانی و ایلیا و فاطیما نسل جدید فامیل ما هستن خدا همشونو حفظ کنه به سلامتی همه شون دست و هوراااااااااااااااا ...
31 شهريور 1391

جشن دندونی مانی طلا

مانی جون 8 شهریور اولین مرواریدش خودشو به ما نشون داد البته اون روز لثه ش شکافته بود به زور میشد لمسش کرد...این بود که جشنش موند تا دو هفته بعد دیشب عمه ها و عمو جون مانی و مامان جون و بابا جونش و بچه ها برای جشن مانی کوچولو حضور داشتن امیدوارم بهشون خوش گذشته باشه عکسای جشن دیشب رو هم تو ادامه ی مطلب می تونید مشاهده کنید:  سلام سلام صدتا سلام                                        من اومدم با دندونام می خوام نشونتون بدم                        ...
26 شهريور 1391

عکس آتلیه2

دیروز به همراه مانی جونی رفتیم آتلیه مانی بعد عکس دوم کمی شیطون شده بود و آخرین مدل رو هم نتونستیم بندازیم. پسر نگو بلا بگو,شیطون شیطونا بگو... شیطنت هاتم مثل خودت شیرینه پسرم.......  برای دیدن عکسا بفرمایید ادامه ی مطلب:    مانی در عصر یخبندان مانی و بره ی ناقلا مانی و ملوان زبل     گل زیبای ما.........مانی            ...
21 شهريور 1391

مانی در حال قان قان کردن

    مانی در حال رانندگی وبوسه فرستادن قربونش بشم الهی تازه مانی فرمون ماشین رو کشف کرد و تو این سفر خیلی اذیت کرد به محض اینکه چشمش به فرمون می افتاد می خواست بره پشتش بلاخره پسره دیگه از همون اول عشق ماشینه...    ...
15 شهريور 1391

رفتیم دیدن نیایش جون

تاب تاب تاب بازی با نیایش تو پارک کنارخونه ی مامان جونش دیروز مامانی و بابایی و مانی رفتن دیدن خاله نسی و نیایش خوشگلش... نیایش چندماهی از مانی بزرگتره ولی از این به بعد می تونن با هم هم بازی باشن.باهم تاب بازی کردن....منم چندتا عکس انداختم ازشون حتما تو اولین فرصت آپش می کنم. مامان و خاله نسی دوستای خوبی هستن کمی باهم وقت گذروندیم که خیلی خوب بود...امیدوارم بیشتر بتونیم هم دیگه رو ببینیم.البته چندتا دوست خوب دیگه هم داریم که خیلی خوب میشه همه با هم یه جا باشیم شما بچه ها هم باهم بازی کنین... جمعتون جمع میشه اگه صدف خانم و محیا جون ومهدی جون و نیایش  عسلی و مانی جونی کنار هم باشن...به امید اون روز... راستی نیایش عسلی مرسی باب...
12 شهريور 1391

عکس های شمال 4

عکس های دریا:   ادامه ی مطلب:      چندتا عکس در بام سبز لاهیجان: عروس شهرهای گیلان,شهر باران      وقتی که به همراه باباجون و مامان جون و بابایی رفتیم بوجاق پارک ملی زیباکنار برای صرف صبحانه: حسابی به همه مون خوش گذشت آخه یه جای بکر بود,باباجون اونجا رو پیشنهاد داد که واقعا عالی بود    وقتی سایز عکسا رو کم میکنم خیلی کیفیتشون کم میشه.    ...
12 شهريور 1391