مانی عزیز تر از جانممانی عزیز تر از جانم، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 16 روز سن داره

برای مرد فردا............مانی

کنجکاوی های آقا مانی

1391/5/3 11:38
نویسنده : مامان مانی
429 بازدید
اشتراک گذاری

دیروز مشغول پخت و پز بودم مانی هم تو پذیرایی مشغول اسباب بازی هاش

مدام صداش می زدم و اونم با اوم ما گفتن جوابمو می داد تا اینکه برای چند ثانیه غافل شدم ازش با شنیدن صدای آیفون مانی هم ساکت شد بابایی مانی اومده بود خونه

یهو دیدم مانی نیست نه تو اتاقا نه تو پذیرایی و نه آشپز خونه!

صداشم می زدم هیچی نمی گفت خیلی ترسیده بودم هراسون اینور و اونور رو نگاه می کردم و قلبم تند تند میزد نفسم بند اومده بود آخه هیچ جای خونه نبود....

تا اینکه دیدم یه چیزی زیر جلو مبلی که بین مبلا و گوشه دیوار گذاشته بودیم تکون می خوره

بله آقا مانی بود که برا کنجکاوی رفته بود اون زیر و مامانش رو نصف جون کرد 

واقعا بچه بزرگ کردن خیلی سخته,قدیمی ها با اون همه بچه چه جوری سر می کردن؟؟ 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)