مانی عزیز تر از جانممانی عزیز تر از جانم، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 17 روز سن داره

برای مرد فردا............مانی

واکنش گل پسری به تلفن و آیفون

وقتی که تلفن زنگ می خوره این روزا دیگه نمی تونم تلفنی صحبت کنم با وجود گل پسری مثل شما آخه همش می خوای گوشی رو بگیری یا بخوریش یا به صفحه اش خیره شی تازه دیروز یواشکی گوشی رو برداشتی و چندبار دکمه ی هشت رو فشار دادی خوشم میاد شماره های روند رو میگیری.می ترسم مزاحم تلفنی هم بشی همین روزا...وقتی که از پشت خط صدات می زنن خیلی ذوق می کنی و قیافه ات دیدنی میشه چون هم می خندی هم شکل یه علامت سوال گنده می شی؟؟؟از چی این همه تعجب می کنی؟؟؟ اینکه چه طور میشه آدما تو گوشی جا بشن؟؟؟خیلی دوست دارم ببینم دنیای ما رو چطوری میبینی؟ تازه دمدمای اومدن بابایی می برمت جلوی آیفون و روشنش می کنم شما هم انگار که شرطی شده باشی شروع به غان وغون میکنی ه...
9 مرداد 1391

جیغ بنفش

جیغ مردونه ی گل پسری   چند روزه که بد عنق شدی,نمی دونیم مشکلت چیه همش توجه می خوای.خدا نکنه منو بابایی با هم صحبت کنیم اون وقته که شما شروع می کنی به جیغ زدن,اونم چه جیغ هایی.........وای وای.......... شبا هم سخت می خوابی البته معمولا که نمی خوابی به پیشنهاد بابایی حمومت میکنیم تا راحت تر خوابت ببره.آب بازی و حموم رو که نگو ...خیلی دوست داری اما بعد حموم لباس پوشوندنت مصیبت شده...می زنی زیر گریه و ما رو خیلی کلافه می کنی.  ...
7 مرداد 1391